خانه » اشعار فروغ فرخزاد » اشعار فروغ فرخ زاد شعر زندگی

تبلیغات

مجتمع فنی تهران نمایندگی ونک

تبلیغات

تبلیغات

اشعار فروغ فرخ زاد شعر زندگی

تاریخ ارسال مطلب : 29 مرداد 1392
اشعار فروغ فرخ زاد شعر زندگی

اشعار فروغ فرخ زاد شعر زندگی

اشعار فروغ فرخ زاد شعر زندگی

آه ای زندگی منم که هنوز

با همه پوچی از تو لبریزم

نه به فکرم که رشته پاره کنم

نه بر آنم که از تو بگریزم

همه ذرات جسم خاکی من

از تو، ای شعر گرم، در سوزند

آسمان های صاف را مانند

که لبالب ز بادهء روزند

با هزاران جوانه می خواند

بوتهء نسترن سرود ترا

اشعار فروغ فرخ زاد شعر زندگی

هر نسیمی که می وزد در باغ

می رساند به او درود ترا

من ترا در تو جستجو کردم

نه در آن خواب های رویایی

در دو دست تو سخت کاویدم

پر شدم، پر شدم، ز زیبائی

پر شدم از ترانه های سیاه

پر شدم از ترانه های سپید

از هزاران شراره های نیاز

از هزاران جرقه های امید

حیف از آن روزها که من با خشم

به تو چون دشمنی نظر کردم

اشعار فروغ فرخ زاد شعر زندگی

پوچ پنداشتم فریب ترا

ز تو ماندم، ترا هدر کردم

غافل از آن که تو بجائی و من

همچو آبی روان که در گذرم

گمشده در غبار شوم زوال

ره تاریک مرگ می سپرم

آه، ای زندگی من آینه ام

از تو چشمم پر از نگاه شود

ورنه گر مرگ من بنگرد در من

روی آئینه ام سیاه شود

عاشقم، عاشق ستارهء صبح

عاشق ابرهای سرگردان

عاشق روزهای بارانی

عاشق هر چه نام تست بر آن

می مکم با وجود تشنهء خویش

خون سوزان لحظه های ترا

آنچنان از تو کام می گیرم

تا بخشم آورم خدای ترا!

اشعار فروغ فرخ زاد شعر زندگی


این مطلب مفید بود ؟
امتیاز 2.60 ( 5 رای )
اشتراک گذاری مطلب

ad ad
باز نشر مطالب تنها با ذکر نام و آدرس سایت مجاز می باشد
X بستن تبلیغات
X بستن تبلیغات