خانه » اعتراف میکنم » اعتراف میکنم طنز | اعتراف میکنم جدید

تبلیغات

مجتمع فنی تهران نمایندگی ونک

تبلیغات

تبلیغات

اعتراف میکنم طنز | اعتراف میکنم جدید

تاریخ ارسال مطلب : 17 مرداد 1395

اعتراف میکنم طنز | اعتراف میکنم جدید

اعتراف میکنم طنز | اعتراف میکنم جدید

اینجانب هیچ وقت پشت ماشین سوتی ندادم مثلا ماشین خاموش کنم تو دنده روشن کنم یا از این چیزا !

اعتراف می کنم مدتی پیش در حال رانندگی به سمت منزل بودم و می خواستم بپیچم تو خیابون که دستم از روی فرمون سر خورد

هل شدم می خواستم فرمون رو بگیرم دستام به هم پیچ خورد همزمان برف پاک کن خورد

تا فرمون رو گرفتم نزدیک بود برم عقب یه ماشین که پارک بود

زدم رو ترمز ماشین خاموش کرد

اومدم روشن کنم به ماشین تا استارت زدم یه متر پرید جلو خورد عقب ماشین جلویی

کلاج گرفتم روشن کردم زدم دنده عقب گفت خررررررررررررت

کلاج رو محکم فشار دادم زدم دنده عقب افتادم تو جوب !!!

خلاصه هرچی ذره ذره آبرو جمع کرده بودم  یه لگد زدم و همش رو ریختم

اعتراف میکنم طنز | اعتراف میکنم جدید

اعتراف می کنم با دوستم دعوام شد

در اولین اقدام انتقام جویانه شماره موبایلشو دادم به عنوان فروشنده گوسفند زنده تو نیازمندی ها چاپ کنن

اعتراف میکنم طنز | اعتراف میکنم جدید

اعتراف می کنم چند وقت پیش کامبیز دیرباز رو تو ماشینش  دیدم

اومدم بگم شما کامبیز دیربازی ?

گفتم شما کامباز دیربیزی !!!

خودش از خنده با کله رفت تو فرمون !!!

اعتراف میکنم طنز | اعتراف میکنم جدید

اعتراف می کنم تا 14 سالگی فکر می کردم

اگه مغز حیوانات رو بخورم باهوش می شم و آی کیوم می ره بالا !!!

اعتراف میکنم طنز | اعتراف میکنم جدید

اعتراف می کنم بچه که بودم فکر می کردم

این برچسب های تبلیغاتی که روی در خونه ها می چسبونن یه چیزی توی مایه مدال ژنرالهاست !!!

هر کی بیشتر داشته باشه وضعش بهتره هی می رفتم برچسب همسایه ها رو می شمردم که یه وقت اضافه تر از ما نباشه !!!

اعتراف میکنم طنز | اعتراف میکنم جدید

اعتراف می کنم بچه که بودم کلید خونمونو بر می داشتم رو یه کاغذ هم یه نقشه می کشیدم

می بردم تو باغچمون خاک می کردم بعدا خودم می رفتم پیداشون می کردم میگ فتم نقشه گنجه اینم کلید صندوقشه !!!

اعتراف میکنم طنز | اعتراف میکنم جدید

اعتراف می کنم

همین الان مهمونا ریختن تو خونه مون

من اومدم تو اتاقم قایم شدم دارم اینا رو می نویسم

اعتراف میکنم طنز | اعتراف میکنم جدید

اعتراف می کنم در دوران کودکی و جاهلیتم فکر می کردم

مو خوره یه جور حشره است که تو سر زندگی می کنه و مو رو می خوره !!!

اعتراف میکنم طنز | اعتراف میکنم جدید

اعتراف می کنم یه بار رفتم دستشویی شروع کردم به باز کردن دکمه های پیراهنم

دیگه داشتم می رسیدم به دکمه ی آخر پیرهنم که یادم افتاد نباید پیراهنم رو در بیارم !!!

اعتراف میکنم طنز | اعتراف میکنم جدید

اعتراف می کنم بچه که بودم تا 6 سالگی وقتی سرمو می ذاشتم رو بالش که بخوابم

نبض روی شقیقه هام صدای تیک تیک می داد و منم نمی فهمیدم که نبضم داره می زنه

فک می کردم بالشتم کرم داره وقتی سرمو میذارم روش کرم ها اون تو رژه می رن  !!!

اعتراف میکنم طنز | اعتراف میکنم جدید


این مطلب مفید بود ؟
امتیاز 4.67 ( 3 رای )
اشتراک گذاری مطلب

تاکنون 8 نظر ثبت شده است.

  1. نظرات

    من عاشق وبتم خیلی ماهه

  2. نظرات

    اس ام اس نوشتم که تپلم ببخشید ک تو دانشگاه نشد بیام جلو ببینمت .جیگرتو
    بعد اشتباهی فرستادم واسه بابام

  3. نظرات

    وااقعا انقدر سوتی

  4. نظرات

    مرسی جوووووووووووووووونم

  5. نظرات

    Alie vali lot fan baram troll befrestid

    Mamnoooooo0oooon

  6. نظرات

    Matalebton jaleban

  7. نظرات

    Sayteton aliye

  8. نظرات

    واقن سایت داستانی داری

ad ad
باز نشر مطالب تنها با ذکر نام و آدرس سایت مجاز می باشد
X بستن تبلیغات
X بستن تبلیغات