خانه » داستان های شیوانا » داستان های شیوانا درس معرفت

تبلیغات

تبلیغات

مجتمع فنی تهران نمایندگی ونک

تبلیغات

تبلیغات

داستان های شیوانا درس معرفت

تاریخ ارسال مطلب : 16 مرداد 1395

داستان های شیوانا درس معرفت

داستان های شیوانا درس معرفت

روزی از روزی ها استاد شیوانا مشغول آموختن درس به شاگردانش بود

ناگهان مردی با تکبر وارد مجلس استاد شد

و خطاب به شیوانا گفت که او یکی از مامورین عالی رتبه امپراتور است

و آمده تا از بیانات استاد بزرگ معرفت درس بگیرد

شیوانا با تبسم پرسید : جناب امپراتور شما را به چه شغلی در این منطقه گمارده اند؟

مرد گفت : ماموریت من ساخت جاده و بازسازی و اصلاح جاده های منتهی اصلی و فرعی این سرزمین است

لبخند شیوانا محو شد و با خشم بر سر مامور فریاد ز :

تو که از سوی امپراتور مامور شده ای تا جاده ها را اصلاح کنی به چه جراتی در این کلاس حضور یافته ای

هیچ می دانی که چقدر گاری به خاطر چاله های ترمیم نشده در سطح معابر چرخ هایشان شکسته

و چقدر اسب و قاطر به خاطر سنگ ها و موانع پراکنده در سطح جاده دست و پا یشان شکسته شده است ؟!

آیا از جاده دهکده عبور کردی و مشکلات آن را در هنگام بارندگی و حتی در مواقع عادی ندیدی !؟

تو این وظیفه سنگین نگهداری و بازسازی جاده ها را از امپراتور پذیرفتی و آن را به خوبی انجام نداده ای

و بعد آرام و با غرور به کلاس من آمده ای تا درس معرفت بگیری!؟

شرط اول کسب معرفت این است که ماموریت نهاده شده بر دوش خودت را به نحو احسن انجام دهی

دفعه بعد که خواستی به این کلاس بیایی یا ماموریتت را به فرد صلاحیت دار دیگری محول کن

و یا اینکه آن را به درستی انجام بده و بعد از پایان کار به سراغ معرفت بیا

شایستگی در انجام امور زندگی به نحو احسن شرط اساسی پذیرفته شدن در کلاس های معرفت شیوانا است !

داستان های شیوانا درس معرفت

 


این مطلب مفید بود ؟
امتیاز 4.00 ( 3 رای )
اشتراک گذاری مطلب

ad ad
باز نشر مطالب تنها با ذکر نام و آدرس سایت مجاز می باشد
X بستن تبلیغات
X بستن تبلیغات