خانه » داستان های بهلول » سری جدید داستان های کوتاه و شنیدنی بهلول دانا

تبلیغات

تبلیغات

مجتمع فنی تهران نمایندگی ونک

تبلیغات

تبلیغات

سری جدید داستان های کوتاه و شنیدنی بهلول دانا

تاریخ ارسال مطلب : 9 مرداد 1395

سری جدید داستان های کوتاه و شنیدنی بهلول دانا

سری جدید داستان های کوتاه و شنیدنی بهلول دانا

داستان بهلول و فروختن خانه ای در بهشت

آورده اند که روزی زبیده زوجه ی هارون الرشید در راه بهلول را دید که با کودکان بازی میکرد و با انگشت بر زمین خط می کشید.

پرسید : چه می کنی؟

گفت : خانه می سازم.

پرسید : این خانه را می فروشی؟

گفت : آری.

پرسید : قیمت آن چقدر است؟

بهلول مبلغی ذکر کرد.

زبیده فرمان داد که آن مبلغ را به بهلول بدهند و خود دور شد.

بهلول زر بگرفت و بر فقیران قسمت کرد.

شب هارون الرشید در خواب دید که وارد بهشت شده به خانه ای رسید و چون خواست داخل شود او را مانع شدند و گفتند این خانه از زبیده زوجه ی توست.

دیگر روز هارون ماجرا را از زبیده بپرسید.

زبیده قصه بهلول را باز گفت.

هارون نزد بهلول رفت و او را دید که با اطفال بازی می کند و خانه می سازد.

گفت : این خانه را می فروشی؟

بهلول گفت : آری

هارون پرسید : بهایش چه مقدار است؟

بهلول چندان مال نام برد که در جهان نبود.

هارون گفت : به زبیده به اندک چیزی فروخته ای.

بهلول خندید و گفت : زبیده ندیده خریده و تو دیده می خری میان این دو، فرق بسیار است.

داستان عقل بهلول

روزی خلیفه هارون الرشید از بهلول پرسید:

بزرگترین نعمت های الهی چیست؟

بهلول پاسخ داد:

عقل، چه در خبر است که چون خداوند اراده فرماید نعمتی را از بنده زایل کند اول چیزی که از وی سلب می نماید عقل است

عقل از رزق محسوب شده ولی افسوس که حق تعالی این نعمت را از من دریغ فرمود

داستان بهلول و الاغش

بهلول پاي پياده بر راهي مي گذشت

قاضي شهر او را ديد و گفت : شنيده ام ” الاغت سقط شده ” و تو را تنها گذارده است!

بهلول گفت : تو زنده باشي يك موي تو به صد تا الاغ من مي ارزد

داستان جواب دندان شکن بهلول به هارون الرشید

روزي خليفه از بهلول پرسيد : تا به امروز موجودي احمق تر از خود ديده اي؟

بهلول گفت : نه والله اين نخستين بار است كه مي بينم

داستان بهلول و حقیقت

روزي يكي از حاميان دولت از بهلول پرسيد : تلخ‌ترين چيز كدام است؟

بهلول جواب داد : حقيقت است

آن شخص گفت : چگونه مي‌شود اين تلخي را تحمل كرد؟

بهلول جواب داد : با شيريني فكر و تعقل !!!

سری جدید داستان های کوتاه و شنیدنی بهلول دانا


این مطلب مفید بود ؟
امتیاز 4.00 ( 274 رای )
اشتراک گذاری مطلب

تاکنون 12 نظر ثبت شده است.

  1. نظرات

    عالی بود انشاالله موفق باشید و با گسترش اینجور وبلاگ ها مطالعه گسترش پیدا کنه
    خدا قوت

  2. نظرات

    با اجازتون کپی کرد اینجور مطلب هارو گسترش بدم به امید اینکه مردم به کتابخوانی علاقه پیدا کنند

  3. نظرات

    امیدوارم که خداوند اولا اجر معنوی به شما وکار شما بده ودوما از مال دنیا و مردم دنیا نیز بی نیازتون کنه

  4. نظرات

    واقعا دم بهلول گرم با این داستان‌ هایش

  5. نظرات

    میدونستید بهلول افغانیه؟؟؟

  6. نظرات

    باسلام وادب به کاربران که نظربسیارعالی دادن.بنده برخلاف دوستان نمیخواهم بگم عالی یابسیارعالی چون داستانهای بهلول بی نهایت(عالی …)هست.

  7. نظرات

    سیدنبی باادب واحترام به دوستانی که گفتندبسیارعالی بود.بنده نظرم بسیارعالی نیست چون بسیارعالی برای داستانهای بهلول کم است. فقط میگم بی نهایت (عالی …)

  8. نظرات

    درود بر شما . بسیار عالی بود . سپاسگزارم

  9. نظرات

    درود بر شما . بسیار عالی بود . سپاسگزارم .

  10. نظرات

    سلام عالی و جذاب و شنیدنی بود .الهی عاقبت بخیر بشی .زیبا بود مثل شما و زندگی !!
    سرافراز وسربلند در پناه یزدان سبحان

  11. نظرات

    عالی بود…..خداقوت!!!!!

  1. پینگ بک : maillot Morocco 2012-2013

ad ad
باز نشر مطالب تنها با ذکر نام و آدرس سایت مجاز می باشد
X بستن تبلیغات
X بستن تبلیغات