خانه » داستان کوتاه » داستان کوتاه و واقعی جواب تولستوی

تبلیغات

تبلیغات

مجتمع فنی تهران نمایندگی ونک

تبلیغات

تبلیغات

داستان کوتاه و واقعی جواب تولستوی

تاریخ ارسال مطلب : 16 مرداد 1395

داستان کوتاه و واقعی جواب تولستوی

داستان کوتاه و واقعی جواب تولستوی

روزی لئون تولستوی در خیابان در حال قدم زدن بود که ناآگاهانه به زنی تنه زد

زن بی وقفه شروع به فحش دادن و بد وبیراه گفتن کرد

بعد از مدتی که خوب تولستوی را فحش مالی کرد

تولستوی کلاهش را از سرش برداشت  و محترمانه معذرت خواهی کرد

و در پایان گفت : مادمازل من لئون تولستوی هستم

زن که بسیار شرمگین شده بود عذر خواهی کرد

و گفت : چرا شما خودتان را زودتر معرفی نکردید ؟

تولستوی در جواب گفت : شما آنچنان غرق معرفی خودتان بودید که به من مجال این کار را ندادید !!!

داستان کوتاه و واقعی جواب تولستوی


این مطلب مفید بود ؟
امتیاز 4.43 ( 7 رای )
اشتراک گذاری مطلب

ad ad
باز نشر مطالب تنها با ذکر نام و آدرس سایت مجاز می باشد
X بستن تبلیغات
X بستن تبلیغات