خانه » داستان کوتاه » داستان کوتاه دانشمندان در بهشت short story

تبلیغات

مجتمع فنی تهران نمایندگی ونک

تبلیغات

تبلیغات

داستان کوتاه دانشمندان در بهشت short story

تاریخ ارسال مطلب : 29 اردیبهشت 1392
داستان کوتاه دانشمندان در بهشت short story

داستان کوتاه دانشمندان در بهشت short story

داستان کوتاه دانشمندان در بهشت short story

روزی همه دانشمندان مردند و وارد بهشت شدند آنها تصمیم گرفتند تا قایم باشک بازی کنند

انیشتین اولین نفری بود که باید چشم می گذاشت

او باید تا 100 می شمرد و سپس شروع به جستجو میکرد

همه پنهان شدند الا نیوتون …

نیوتون فقط یک مربع به طول یک متر کشید و درون آن ایستاد، دقیقا در مقابل انیشتین

انیشتین  تا صد شمرد

او چشماشو باز کرد ودید که نیوتون در مقابل چشماش ایستاده

انیشتین فریاد زد نیوتون بیرون ( سک سک)

نیوتون بیرون ( سک سک)

نیوتون با خونسردی تکذیب کرد و گفت من بیرون نیستم

او ادعا کرد که اصلا من نیوتون نیستم !

تمام دانشمندان از مخفیگاهشون بیرون اومدن تا ببینن اون چطور میخواد ثابت کنه که نیوتون نیست

نیوتون ادامه داد که من در یک مربع به مساحت یک متر مربع ایستاده ام

که من رو نیوتون بر متر مربع میکنه

و از آنجایی که نیوتون بر متر مربع برابر “یک پاسکال” می باشد

بنابراین من پاسکالم پس پاسکال باید بیرون بره (پاسکال سک سک) !

داستان کوتاه دانشمندان در بهشت short story


این مطلب مفید بود ؟
امتیاز 3.25 ( 12 رای )
اشتراک گذاری مطلب

تاکنون 2 نظر ثبت شده است.

  1. نظرات

    جوووون جوووون عالیه

  2. نظرات

    ای ول
    حال کردم

ad ad
باز نشر مطالب تنها با ذکر نام و آدرس سایت مجاز می باشد
X بستن تبلیغات
X بستن تبلیغات