خانه » اشعار شهریار » شعر استاد شهریار به نام بر سر خاک ایرج

تبلیغات

تبلیغات

مجتمع فنی تهران نمایندگی ونک

تبلیغات

تبلیغات

شعر استاد شهریار به نام بر سر خاک ایرج

تاریخ ارسال مطلب : 24 مرداد 1395

شعر استاد شهریار به نام بر سر خاک ایرج

شعر استاد شهریار به نام بر سر خاک ایرج

ایرجا سر بدرآور که امیر آمده است

چه امیری که به عشق تو اسیر آمده است

چون فرستاده سیمرغ به سهراب دلیر

نوشداروست ولی حیف که دیر آمده است

شعر استاد شهریار به نام بر سر خاک ایرج

گوئی از چشم نظرباز تو بی پروانیست

چون غزالی به سر کشته شیر آمده است

خیز غوغای بهارست که پروانه شویم

غنچه شوخ پر از شکر و شیر آمده است

شعر استاد شهریار به نام بر سر خاک ایرج

روح من نیز به دنبال تو گیرد پرواز

دگر از صحبت این دلشده سیر آمده است

سر برآور ز دل خاک و ببین نسل جوان

که مریدانه به پابوسی پیر آمده است

شعر استاد شهریار به نام بر سر خاک ایرج

دیر اگر آمده شیر آمده عذرش بپذیر

که دل از چشم سیه عذرپذیر آمده است

گنه از دور زمان است که از چنبر او

آدمی را نه گریز و نه گزیر آمده است

شعر استاد شهریار به نام بر سر خاک ایرج

گوش کن ناله این نی که چو لالای نسیم

اشکریزان به نوای بم و زیر آمده است

طبع من بلبل گلزار صفا بود و صفی

که چو مرغان بهشتی به صفیر آمده است

مکتب عشق به شاگرد قدیمت بسپار

شهریاری که درین شیوه شهیر آمده است

شعر استاد شهریار به نام بر سر خاک ایرج


این مطلب مفید بود ؟
امتیاز 3.80 ( 5 رای )
اشتراک گذاری مطلب

ad ad
باز نشر مطالب تنها با ذکر نام و آدرس سایت مجاز می باشد
X بستن تبلیغات
X بستن تبلیغات