خانه » اشعار حافظ » شعر معروف دل می‌رود ز دستم صاحب دلان خدا را از حافظ

تبلیغات

مجتمع فنی تهران نمایندگی ونک

تبلیغات

تبلیغات

شعر معروف دل می‌رود ز دستم صاحب دلان خدا را از حافظ

تاریخ ارسال مطلب : 12 مرداد 1395

شعر معروف دل می‌رود ز دستم صاحب دلان خدا را از حافظ

شعر معروف دل می‌رود ز دستم صاحب دلان خدا را از حافظ

دل می‌رود ز دستم صاحب دلان خدا را

دل می‌رود ز دستم صاحب دلان خدا را

دردا که راز پنهان خواهد شد آشکارا

کشتی شکستگانیم ای باد شرطه برخیز

باشد که بازبینیم دیدار آشنا را

ده روزه مهر گردون افسانه است و افسون

نیکی به جای یاران فرصت شمار یارا

دل می‌رود ز دستم صاحب دلان خدا را

در حلقه گل و مل خوش خواند دوش بلبل

هات الصبوح هبوا یا ایها السکارا

ای صاحب کرامت شکرانه سلامت

روزی تفقدی کن درویش بی‌نوا را

آسایش دو گیتی تفسیر این دو حرف است

با دوستان مروت با دشمنان مدارا

دل می‌رود ز دستم صاحب دلان خدا را

در کوی نیک نامی ما را گذر ندادند

گر تو نمی‌پسندی تغییر کن قضا را

آن تلخ وش که صوفی ام الخبائثش خواند

اشهی لنا و احلی من قبله العذارا

هنگام تنگدستی در عیش کوش و مستی

کاین کیمیای هستی قارون کند گدا را

سرکش مشو که چون شمع از غیرتت بسوزد

دلبر که در کف او موم است سنگ خارا

دل می‌رود ز دستم صاحب دلان خدا را

آیینه سکندر جام می است بنگر

تا بر تو عرضه دارد احوال ملک دارا

خوبان پارسی گو بخشندگان عمرند

ساقی بده بشارت رندان پارسا را

حافظ به خود نپوشید این خرقه می آلود

ای شیخ پاکدامن معذور دار ما را

شعر معروف دل می‌رود ز دستم صاحب دلان خدا را از حافظ

فال حافظ


این مطلب مفید بود ؟
امتیاز 4.26 ( 19 رای )
اشتراک گذاری مطلب

ad ad
باز نشر مطالب تنها با ذکر نام و آدرس سایت مجاز می باشد
X بستن تبلیغات
X بستن تبلیغات