خانه » شعر طنز » شعر طنز و باحال آفرینش مرد

تبلیغات

تبلیغات

مجتمع فنی تهران نمایندگی ونک

تبلیغات

تبلیغات

شعر طنز و باحال آفرینش مرد

تاریخ ارسال مطلب : 14 مرداد 1395

شعر طنز و باحال آفرینش مرد

شعر طنز و باحال آفرینش مرد

به نام خداوند مردآفرین

که بر حسن صنعش هزار آفرین

خدایی که از گل مرا خلق کرد

چنین عاقل و بالغ و نازنین

خدایی که مردی چو من آفرید

و شد نام وی احسن الخالقین

پس از آفرینش به من هدیه داد

مکانی درون بهشت برین

خدایی که از بس مرا خوب ساخت

ندارم نیازی به لاک همچنین

رژ و ریمل و خط چشم و کرم

تو زیبایی ام را طبیعی ببین

دماغ و فک و گونه ام کار اوست

نه کار پزشک و پروتز همین !

نداده مرا عشوه و مکر و ناز

نداده دم مشک من اشک و فین!

مرا ساده و بی ریا آفرید

جدا از حسادت و بیخشم و کین

زنی از همین سادگی سود برد

به من گفت از آن سیب قرمز بچین

من ساده چیدم از آن تک درخت

و دادم به او سیب چون انگبین

چو وارد نبودم به دوز و کلک

من افتادم از آسمان بر زمین

و البته در این مرا پند بود

که ای مرد پاکیزه و مه جبین

تو حرف زنان را از آن گوش گیر

و بیرون بده حرفشان را از این

که زن از همان بدو پیدایشات

نشسته مداوم تو را در کمین !

شعر طنز و باحال آفرینش مرد


این مطلب مفید بود ؟
امتیاز 4.59 ( 29 رای )
اشتراک گذاری مطلب

ad ad
باز نشر مطالب تنها با ذکر نام و آدرس سایت مجاز می باشد
X بستن تبلیغات
X بستن تبلیغات