خانه » اشعار فروغ فرخزاد » شعر فروغ فرخزاد به نام سفر

تبلیغات

تبلیغات

مجتمع فنی تهران نمایندگی ونک

تبلیغات

تبلیغات

شعر فروغ فرخزاد به نام سفر

تاریخ ارسال مطلب : 22 مرداد 1395

شعر فروغ فرخزاد به نام سفر

شعر فروغ فرخزاد به نام سفر

همه شب با دلم کسی می گوید

سخت آشفته ای زدیدارش

صبحدم با ستارگان سپید

می رود، می رود، نگهدارش

من به بوی تو رفته از دنیا

بی خبر از فریب فرداها

روی مژگان نازکم می ریخت

چشم های تو چون غبار طلا

تنم از حس  دست های تو داغ

گیسویم در تنفس تو رها

می شکفتم ز عشق و می گفتم

هر که دلداده شد به دلدارش

ننشیند به قصد آزارش

برود، چشم من به دنبالش

برود، عشق من نگهدارش

آه، اکنون تو رفته ای و غروب

سایه می گسترد به سینهء راه

نرم نرمک خدای تیرهء غم

می نهد پا به معبد نگهم

می نویسد به روی هر دیوار

آیه هائی همه سیاه سیاه

شعر فروغ فرخزاد به نام سفر


این مطلب مفید بود ؟
امتیاز 4.25 ( 4 رای )
اشتراک گذاری مطلب

ad ad
باز نشر مطالب تنها با ذکر نام و آدرس سایت مجاز می باشد
X بستن تبلیغات
X بستن تبلیغات