خانه » اشعار فروغ فرخزاد » شعر فروغ فرخزاد گذران Forough Farrokhzad

تبلیغات

مجتمع فنی تهران نمایندگی ونک

تبلیغات

تبلیغات

شعر فروغ فرخزاد گذران Forough Farrokhzad

تاریخ ارسال مطلب : 24 مرداد 1395

شعر فروغ فرخزاد گذران Forough Farrokhzad

شعر فروغ فرخزاد گذران Forough Farrokhzad

تا به کی باید رفت

از دیاری به دیاری دیگر

نتوانم، نتوانم جستن

هر زمان عشقی و یاری دیگر

شعر فروغ فرخزاد گذران Forough Farrokhzad

کاش ما آن دو پرستو بودیم

که همه عمر سفر می کردیم

از بهاری به بهار دیگر

آه ، اکنون دیریست

که فرو ریخته در من ، گوئی

تیره آواری از ابر گران

شعر فروغ فرخزاد گذران Forough Farrokhzad

چو می آمیزم ، با بوسهء تو

روی لب هایم ، می پندارم

می سپارد جان عطری گذران

آنچنان آلوده ست

عشق غمناکم با بیم زوال

که همه زندگیم می لرزد

شعر فروغ فرخزاد گذران Forough Farrokhzad

چون ترا می نگرم

مثل اینست که از پنجره ای

تکدرختم را، سرشار از برگ

در تب زرد خزان می نگرم

مثل اینست که تصویری را

شعر فروغ فرخزاد گذران Forough Farrokhzad

روی جریان های مغشوش آب روان می نگرم

شب و روز

شب و روز

شب و روز

بگذار که فراموش کنم

شعر فروغ فرخزاد گذران Forough Farrokhzad

تو چه هستی ، جز یک لحظه، یک لحظه که چشمان

مرا

می گشاید در

برهوت آگاهی ؟

بگذار

که فراموش کنم

شعر فروغ فرخزاد گذران Forough Farrokhzad


این مطلب مفید بود ؟
امتیاز 4.86 ( 14 رای )
اشتراک گذاری مطلب

ad ad
باز نشر مطالب تنها با ذکر نام و آدرس سایت مجاز می باشد
X بستن تبلیغات
X بستن تبلیغات