خانه » مطالب و عکس های جالب » عکس ها و گفتگو خواندنی با افسانه پاکرو ، خواهرش سعیده و مادرش

تبلیغات

مجتمع فنی تهران نمایندگی ونک

تبلیغات

تبلیغات

عکس ها و گفتگو خواندنی با افسانه پاکرو ، خواهرش سعیده و مادرش

تاریخ ارسال مطلب : 23 تیر 1395

عکس ها و گفتگو خواندنی با افسانه پاکرو ، خواهرش سعیده و مادرش

افسانه پاکرو, بیوگرافی افسانه پاکرو, عکس های جدید افسانه پاکرو

نمکستان » عکس ها و بیوگرافی کامل افسانه پاکرو بازیگر خوب کشورمان ، در ادامه این تصاویر را مشاهده نمایید

افسانه پاکرو, بیوگرافی افسانه پاکرو, عکس های جدید افسانه پاکرو

بیوگرافی افسانه پاکرو

افسانه پاکرو متولد ۱۱ اردیبهشت ۱۳۶۲ در تهران بازیگر سینما ، تلویزیون و تئاتر ایران است. افسانه پاکرو یک خواهر بزرگتر و یک برادر کوچکتر از خود دارد، مجرد است ، فارغ التحصیل کارشناسی گرافیک (نقاشی)است ، عاشق بازیگری است و از شهرت بیزار است و بازیگری را فقط به خاطر اینکه بتواند نقش یک انسان متفاوت با خود را بازی کند دوست دارد.

افسانه پاکرو, بیوگرافی افسانه پاکرو, عکس های جدید افسانه پاکرو

فیلم های سینمایی

دلتا ایکس

دو عروس

یادگاری

شبکه

چشم

شیر و عسل

زندگی شیرین

محاکمه

رؤیای خیس

محکومین بهشت

افسانه پاکرو, بیوگرافی افسانه پاکرو, عکس های جدید افسانه پاکرو

مجموعه های تلویزیونی

زیباتر از رؤیا به کارگردانی محمدرضا رحمانی

تکیه بر باد به کارگردانی محمود معظّمی

در مسیر زاینده رود به کارگردانی حسن فتحی

رسم عاشقی به کارگردانی سعید سلطانی

پیدا و پنهان به کارگردانی حجت قاسم‌زاده اصل

افسانه پاکرو,بیوگرافی افسانه پاکرو,همسر افسانه پاکرو,عکس های افسانه پاکرو

مصاحبه با افسانه پاکرو و خواهرش سعیده

افسانه پاکرو : به دليل فاصله سني كمي كه داشتيم (يك سال) از بچگي مانند دوقلوها بوديم. لباس هايمان شبيه هم بود. حتي خاطرم است زماني كه سعيده به مهدكودك رفته بود اينقدر اصرار كردم تا من را هم زودتر از موعد به مهدكودك فرستادند.

در اصل من دو سال مهدكودك رفتم. يك سال با سعيده، يك سال هم تنهايي. مدرسه هم كه با هم بوديم و دقيقاً تا اول دبيرستان. از آن جا به بعد راهمان تغيير كرد. من به هنرستان رفتم و گرافيك خواندم .

سعيده پاکرو  : من هم تقريباً همين راه افسانه را رفتم. به هنرستان رفتم و كامپيوتر خواندم ولي در ادامه مانند افسانه هنر دغدغه ام شد و به سمت كارگرداني رفتم. حدود ۸ سال است كه عكاسي و فيلمسازي را در كنار هم تجربه مي كنم.

حتي به افسانه كار بازيگري هم مي كنيم، البته در كارهاي خودم. پنج فيلم كوتاه ساخته ام كه افسانه در آن بازي كرده ولي دغدغه اصلي من ساختن يك فيلم بلند است. البته رشته هاي ورزشي ما هم يكي بود؛ شنا، تكواندو، ژيمناستيك و… .

افسانه پاکرو,بیوگرافی افسانه پاکرو,همسر افسانه پاکرو,عکس های افسانه پاکرو

چرا سعيده به سراغ بازيگري نيامد؟

افسانه پاکرو : راستش سعيده را هر كي مي بيند فكر مي كند بازيگر است. اتفاقاً چندين بار پيشنهاد بازيگري هم داشته اما قبول نكرده است. احساس مي كنم به دليل سختي كاري كه من داشته ام او هم زده شد.

در صورتي كه شايد اين فرصت را هر كس داشت به راحتي از دست نمي داد. من هم خيلي اصرار كردم. برادرم هم يكبار در يكي از سريال هاي تاريخي بازي كرد.

آن موقع سن كمي داشت. وقتي كارگردان نوع ديالوگ گفتن را برايش توضيح داده بود، چون ديالوگ ها به سبك قديمي بود، گفت نمي توانم اين ديالوگ ها را بگويم. كار را رها كرده و آمده بود.(مي خندد)

فكر مي كنم خانواده ام خيلي به اين كار علاقه ندارند. شايد چون محدوديت ها و سختي هاي من را ديده بودند، نخواستند وارد اين حرفه شوند.

سعيده پاکرو : افسانه درست مي گويد، پيشنهاد زياد داشتم. من دوست داشتم اما آن زمان اصلاً فرصت اين كار را نداشتم. آن موقع زياد دوست نداشتم ولي الان دوست دارم اين كار را به شكل حرفه اي ادامه بدهم. ولي خب الان ديگر پيشنهاد ندارم. البته كار فيلمسازي را بيشتر از بازيگري دوست دارم.

افسانه پاکرو,بیوگرافی افسانه پاکرو,همسر افسانه پاکرو,عکس های افسانه پاکرو

كفش هاي نو سفيد در راه مدرسه

افسانه پاکرو : لباس خريدن من و سعيده براي عيد، هم خودش داستاني داشت. هميشه هم لباس هايمان يك شكل بود. حتي خودمان به خياط طرح مي داديم. لباس عروسكي و… دوست داشتيم. خاطرم است اولين روزي كه بعد از تعطيلات مدرسه مي رفتيم كفش هاي نو سفيدمان از چند متري تابلو بود.

سعيده پاکرو : همانطور كه افسانه گفت، لباس هايمان را خودمان انتخاب مي كرديم. قديم خيلي مهم بود كه لباس نو بپوشيم. البته ما تولدهايمان هم همينطور بود. جشن مفصلي مي گرفتيم. مثلا ۱۰ سالمان كه بود تولد مي گرفتيم در حد عروسي.

افسانه پاکرو,بیوگرافی افسانه پاکرو,همسر افسانه پاکرو,عکس های افسانه پاکرو

با مادرم نمايشگاه نقاشي مي گذارم

افسانه پاکرو : راستش را بخواهيد من خيلي دوست داشتم نمايشگاه نقاشي برگزار كنم. من دانشگاه نقاشي خواندم. خيلي دوست داشتم آثارم را در معرض ديد عموم بگذارم . اصلاً قبل از بازيگري، بيشترين علاقه ام نقاشي بود.

ولي هميشه مشكلي پيش آمده كه نتوانستم اين كار را به سرانجام برسانم. از طرفي مادر من نقاش هستند. نقاش فوق العاده اي هم هستند. ايشان با اين كه تحصيلات آكادميك در زمينه نقاشي ندارند واقعاً عالي كار مي كنند و من كه رشته تحصيلي ام نقاشي بوده از ديدن آثار ايشان متعجب مي شوم.

به نظرم استعداد مادرم در نقاشي بيشتر ذاتي است. ايشان حتي كلاس هم نرفته است. انشاءا… تصميم داريم به اتفاق مادرم نمايشگاه براي آثارمان ترتيب دهيم.

سعيده پاکرو : برعكس افسانه و مادرم من اصلاً در زمينه نقاشي استعداد ندارم. حتي نمي توانم يك خط ساده بكشم.

افسانه پاکرو,بیوگرافی افسانه پاکرو,همسر افسانه پاکرو,عکس های افسانه پاکرو

براي دخترها خلباني نبود، رفتيم دوره مهمانداري گذرانديم

افسانه پاکرو : من و سعيده علاقه زيادي به خلباني داشتيم ولي آن زمان براي خانم ها خلباني نبود؛ بنابراين مجبور شديم مهمانداري را انتخاب كنيم. حتي آن زمان كه مي خواستم اين دوره را بگذرانم سنم خيلي كم بود و اجازه نمي دادند ولي آنقدر اصرار كردم كه قبول كردند.

ولي جالب است درست شبي كه مي خواستيم پرواز كنيم و لباس هايمان را دادند من انصراف دادم. ترسيدم هواپيما سقوط كند. فكر مي كنم خانواده ام خوشحال شدند، ولي خب كساني كه با ما همدوره بودند الان يا مهماندار هستند يا خلبان. كلاً دوست هاي خلبان زياد دارم.

سعيده پاکرو : هيچ وقت از اين كه مهمانداري را ادامه ندادم پشيمان نيستم. چون علاقه اصلي ما خلباني بود و به خاطر علاقه نداشتن اين كار را كنار گذاشتيم. افسانه هم شب پرواز همه چيز را كنار گذاشت.

افسانه پاکرو,بیوگرافی افسانه پاکرو,همسر افسانه پاکرو,عکس های افسانه پاکرو

دو برادر براي ازدواج

افسانه پاکرو : هر وقت حرف ازدواج پيش مي آيد، تصميم مي گيريم با دو برادر ازدواج كنيم كه مجبور نشويم از هم جدا شويم. (مي خندد) ولي تا الان خيلي به شكل جدي به ازدواج فكر نكرده ايم. جدا شدن از همديگر هم برايمان سخت بود. ولي كم كم بايد به اين قضيه جدي تر فكر كنيم.

سعيده پاکرو : موافقم.

افسانه پاکرو

بچه مثبت

افسانه پاکرو : زماني كه مي خواستم وارد اين حرفه شوم پدرم تا اندازه اي مخالف بود. مانند همه پدرها دل نگران بود. متاسفانه هميشه به دنبال نام بازيگري حاشيه هايي هم بوده است. فكر مي كنم پدرم هم از اين قضيه نگران بودند، به خصوص اينكه من دختر بودم و حساسيت بيشتر بود.

نمي توان درباره اين مسئله كلي صحبت كرد. فقط مي توانم درباره خودم بگويم كه چون در هر صنفي همه نوع آدمي ديده مي شود. پس نمي توان گفت كه همه اهالي سينما بد هستند. هيچكس هم مسئول رفتاري ديگري نيست.

من مسئول رفتار خودم هستم. هميشه سعي كرده ام در همه مراحل زندگي، حتي پيش از اينكه به اين عرصه قدم بگذارم، رفتار مناسبي داشته باشم.

حتي زماني كه وارد بازيگري شدم خودم را محدودتر كردم. خيلي هم خسته شدم. چون بارها شنيدم كه اين بچه مثبته و… ولي روي همه اين حرف ها چشم بستم. چون مي خواهم درست زندگي كنم.

افسانه پاکرو

مامانمون ما رو نشناخت

افسانه پاکرو : چند سال پيش به اتفاق سعيده و دوستان مان رفتيم كيش. هوا گرم بود و ما هم دائم كنار دريا بوديم. وقتي برگشتيم آنقدر سياه شده بوديم كه مامانمان هم ما را نشناخت. فكر مي كنم ۱۲ سال پيش بود. ولي هيچ وقت چهره مادرم يادم نمي رود. مي گفت مثل سياه پوست ها شده ايد.

سعيده پاکرو : يك بار براي مسابقه شنا به شهر ديگري رفتيم. يك ساك بستيم از خودمان بزرگتر. مسابقه داديم و منتظر بوديم كه پدر و مادرمان بيايند دنبال مان. من و افسانه كلي گريه كرديم. آن سفر براي من تلخ و در عين حال پرخاطره بود. خيلي دلمان تنگ شده بود.

سعيده بازيگردان من است

سعيده پاکرو : ما هميشه در درباره نقش هايي كه به افسانه پيشنهاد مي شود صحبت مي كنيم و نقش هايي را كه قبول مي كند در خانه تمرين مي كنيم.

افسانه پاکرو : عوامل كار همه سعيده را مي شناسند. به نوعي بازيگردان كارهاي من است.

هر دو هديه تهراني را دوست داريم

سعيده پاکرو : همه بازيگران خوب هستند، ولي در بين بازيگران خانم هديه تهراني را خيلي دوست دارم. از شخصيت ايشان خوشم مي آيد. خيلي دوست دارم افسانه با ايشان كار كند.

افسانه پاکرو : من هم ايشان را دوست دارم.

سعيده پاکرو : از بين بازيگران آقا، رضا كيانيان را دوست دارم. افسانه هم ايشان را دوست دارد. بازيگران مورد علاقه مان هم يكي هستند. (مي خندد)

سفره هفت سين خوب بود اما خانه تكاني، هرگز!

افسانه پاکرو : هميشه به سفره هفت سين اهميت مي دادم. از بچگي «هفت سين» را دوست داشتم و به خصوص رنگ كردن تخم مرغ را. فكر مي كنم علاقه همه ما به دليل اهميت و علاقه مادرم بود. اگر نبود انگار يك چيزي كم داشتيم.

ولي خانه تكاني نه. اصلاً مشاركت نمي كردم. فقط لباس خريدن را دوست داشتم و البته سفره هفت سين. البته الان ديگر لباس خريدن هم برايم به اندازه آن سال ها جذاب نيست. ولي نظرم درباره خانه تكاني تغيير نمي كند.

منبع : زندگي ايراني

عکس ها و گفتگو خواندنی با افسانه پاکرو ، خواهرش سعیده و مادرش


این مطلب مفید بود ؟
امتیاز 3.51 ( 121 رای )
اشتراک گذاری مطلب

ad ad
باز نشر مطالب تنها با ذکر نام و آدرس سایت مجاز می باشد
X بستن تبلیغات
X بستن تبلیغات