خانه » داستان ضرب المثل ها » داستان ضرب المثل از خجالت آب شد

تبلیغات

مجتمع فنی تهران نمایندگی ونک

تبلیغات

تبلیغات

داستان ضرب المثل از خجالت آب شد

تاریخ ارسال مطلب : 21 بهمن 1394

داستان ضرب المثل از خجالت آب شد | داستان ضرب المثل

داستان ضرب المثل از خجالت آب شد | داستان ضرب المثل

آدمی را وقتی خجلت و شرمساری دست دهد بدنش گرم می شود و گونه هایش سرخی می گیرد.

خلاصه عرق شرمساری كه ناشی از شدت وحدت گرمی و حرارت است از مسامات بدنش جاری می گردد.

عبارت بالا گویای آن مرتبه از شرمندگی و سر شكستگی است كه خجلت زده را یارای سر بلند كردن نباشد

و از فرط انفعال و سر افكندگی سر تا پا خیس عرق شود و زبانش بند آید.

اما فعل آب شدن كه در این عبارت به كار رفته ریشه تاریخی دارد و همان ریشه و واقعه تاریخی موجب گردیده

كه به صورت ضرب المثل در آید.نقل است روزی مریدی از حیا و شرم مسئله ای از «بایزید بسطامی» پرسید.

شیخ جواب آن مسئله چنان موثر گفت كه درویش آب گشت و روی زمین روان شد.

در این موقع درویشی وارد شد و آبی زرد دید. پرسید : «یا شیخ، این چیست؟»

گفت : «یكی از در درآمد و سئوالی از حیا كرد من جواب دادم. طاقت نداشت چنین آب شد از شرم.»

به قول علامه قزوینی :

«گفت این بیچاره فلان كس است كه از خجالت آب شده است.»

این عبارت از آن تاریخ به صورت ضرب المثل در آمد

و در مواردی كه بحث از شرم و آزرم به میان آید از آن استفاده و به آن استناد می شود.

داستان ضرب المثل از خجالت آب شد


این مطلب مفید بود ؟
امتیاز 1.00 ( 2 رای )
اشتراک گذاری مطلب

ad ad
باز نشر مطالب تنها با ذکر نام و آدرس سایت مجاز می باشد
X بستن تبلیغات
X بستن تبلیغات