خانه » اشعار فروغ فرخزاد » شعر ظلمت از فروغ فرخزاد

تبلیغات

مجتمع فنی تهران نمایندگی ونک

تبلیغات

تبلیغات

شعر ظلمت از فروغ فرخزاد

تاریخ ارسال مطلب : 21 آذر 1393

شعر ظلمت از فروغ فرخزاد

شعر ظلمت از فروغ فرخزاد

چه گریزیت ز من؟

چه شتابیت به راه؟

به چه خواهی بردن

در شبی این همه تاریک پناه؟

مرمرین پلهء آن غرفه عاج

ای دریغا که ز ما بس دور است

لحظه ها را دریاب

چشم فردا کورست

نه چراغیست در آن پایان

هر چه از دور نمایانست

شاید آن نقطهء نورانی

چشم گرگان بیابانست

می فرومانده به جام

سر به سجاده نهادن تا کی

او درینجاست نهان

می درخشد در می

گر به هم آویزیم

ما دو سرگشته تنها، چون موج

به پناهی که تو می جوئی، خواهیم رسید

اندر آن لحظه جادوئی موج

شعر ظلمت از فروغ فرخزاد


این مطلب مفید بود ؟
اشتراک گذاری مطلب

ad ad
باز نشر مطالب تنها با ذکر نام و آدرس سایت مجاز می باشد
X بستن تبلیغات
X بستن تبلیغات