خانه » شعر » شعر خنده دار زن ذلیل

27 esfand 9

مجتمع فنی تهران نمایندگی ونک

شعر خنده دار زن ذلیل

شعر خنده دار زن ذلیل

شعر خنده دار زن ذلیل

شعر خنده دار زن ذلیل

گشته اسباب غرور و دلخوشی

یک زن لاغر سیاه و کشمشی

با قدی چون نردبانی بر چنار

کی توانم راه رفتن در کنار

دستها چون بیل و ناخن دسته بیل

در تنم خنجر کند چون سیخ و میل

موی سر کم پشت و صورت پر ز مو

ماه پر لک گشته این سیمینه رو

چون ببینی خنده هایش پر کشی

یک به یک دندان زرد و سیم کشی

با دماغی تیز و باریک و بلند

چهره اش کرده فریبا و لوند

چشم و ابرو در هم و مخموره حال

ریز چون بادام خشک و زرد کال

کی زبان آید به کامش در سکوت

میزند مغزم دگر زنگی و سوت

مادری دارد چو رستم پهلوان

نعره اش لرزد تن شیر ژیان

هفته ای ده شب بیاید خواهرش

پر کند از مرغ و ماهی هیکلش

گشته ام پیر و زمین گیر و علیل

هست تیره روزگار زن زلیل

شعر خنده دار زن ذلیل

کلمات کلیدی : شعر طنز زن ذليل,SMS طنز زن ذليل,دانلود شعر طنز زن ذليل,شعر جديد طنز زن ذليل,تازه ترين شعر طنز زن ذليل,شعر مناسبت طنز زن ذليل,شعر جديد طنز زن ذليل,سئس طنز زن ذليل,دانلود  طنز زن ذليل,دانلود شعر طنز زن ذليل


این مطلب مفید بود ؟
امتیاز 3.67 ( 6 رای )
اشتراک گذاری مطلب

باز نشر مطالب تنها با ذکر نام و آدرس سایت مجاز می باشد
X بستن تبلیغات
X بستن تبلیغات