خانه » اشعار شهریار » دیوان استاد شهریار : شعر جلوه جانانه از استاد شهریار

تبلیغات

مجتمع فنی تهران نمایندگی ونک

تبلیغات

تبلیغات

دیوان استاد شهریار : شعر جلوه جانانه از استاد شهریار

تاریخ ارسال مطلب : 26 مهر 1394

دیوان استاد شهریار : شعر جلوه جانانه از استاد شهریار

اشعار شهریار جلوه جانانه,شعر جلوه جانانه محمد حسین بهجت تبریزی,شعر جلوه جانانه از استاد شهریار

شمعی فروخت چهره که پروانه تو بود

عقلی درید پرده که دیوانه تو بود

خم فلک که چون مه و مهرش پیاله هاست

خود جرعه نوش گردش پیمانه تو بود

پیرخرد که منع جوانان کند ز می

تابود خود سبو کش میخانه تو بود

خوان نعیم و خرمن انبوه نه سپهر

ته سفره خوار ریزش انبانه تو بود

تا چشم جان ز غیر تو بستیم پای دل

هر جا گذشت جلوه جانانه تو بود

دوشم که راه خواب زد افسون چشم تو

مرغان باغ را به لب افسانه تو بود

هدهد گرفت رشته صحبت به دلکشی

بازش سخن ز زلف تو و شانه تو بود

برخاست مرغ همتم از تنگنای خاک

کورا هوای دام تو و دانه تو بود

بیگانه شد بغیر تو هر آشنای راز

هر چند آشنا همه بیگانه تو بود

همسایه گفت کز سر شب دوش شهریار

تا بانک صبح ناله مستانه تو بود

دیوان استاد شهریار : شعر جلوه جانانه از استاد شهریار


این مطلب مفید بود ؟
امتیاز 3.96 ( 25 رای )
اشتراک گذاری مطلب

ad ad
باز نشر مطالب تنها با ذکر نام و آدرس سایت مجاز می باشد
X بستن تبلیغات
X بستن تبلیغات