خانه » اشعار فروغ فرخزاد » اشعار فروغ فرخزاد شعر جنون

تبلیغات

مجتمع فنی تهران نمایندگی ونک

تبلیغات

تبلیغات

اشعار فروغ فرخزاد شعر جنون

تاریخ ارسال مطلب : 21 شهریور 1392
اشعار فروغ فرخزاد شعر جنون

اشعار فروغ فرخزاد شعر جنون

اشعار فروغ فرخزاد شعر جنون

اشعار فروغ فرخزاد شعر جنون,شعر جنون عاشق,اشعار فروغ فرخزاد,اشعار فروغ فرخزاد بهترین,اشعار فروغ فرخزاد عاشقانه,فروغ فرخزاد اشعار,فروغ فرخزاد عشق,فروغ فرخزاد عاشقانه

دل گمراه من چه خواهد کرد

با بهاری که می رسد از راه؟

ِیا نیازی که رنگ می گیرد

در تن شاخه های خشک و سیاه

اشعار فروغ فرخزاد شعر جنون

دل گمراه من چه خواهد کرد؟

با نسیمی که می تراود از آن

بوی عشق کبوتر وحشی

نفس عطرهای سرگردان

اشعار فروغ فرخزاد شعر جنون

لب من از ترانه می سوزد

سینه ام عاشقانه می سوزد

پوستم می شکافد از هیجان

پیکرم از جوانه می سوزد

اشعار فروغ فرخزاد شعر جنون

هر زمان موج می زنم در خویش

می روم، می روم به جائی دور

بوتهء گر گرفتهء خورشید

سر راهم نشسته در تب نور

اشعار فروغ فرخزاد شعر جنون

من ز شرم شکوفه لبریزم

یار من کیست ، ای بهار سپید؟

گر نبوسد در این بهار مرا

یار من نیست، ای بهار سپید

اشعار فروغ فرخزاد شعر جنون

دشت بی تاب شبنم آلوده

چه کسی را بخویش می خواند؟

سبزه ها، لحظه ای خموش، خموش

آنکه یار منست می داند!

اشعار فروغ فرخزاد شعر جنون

آسمان می دود ز خویش برون

دیگر او در جهان نمی گنجد

آه، گوئی که اینهمه «آبی»

در دل آسمان نمی گنجد

اشعار فروغ فرخزاد شعر جنون

در بهار او ز یاد خواهد برد

سردی و ظلمت زمستان را

می نهد روی گیسوانم باز

تاج گلپونه های سوزان را

اشعار فروغ فرخزاد شعر جنون

ای بهار، ای بهار افسونگر

من سراپا خیال او شده ام

در جنون تو رفته ام از خویش

شعر و فریاد و آرزو شده ام

اشعار فروغ فرخزاد شعر جنون

می خزم همچو مار تبداری

بر علفهای خیس تازهء سرد

آه با این خروش و این طغیان

دل گمراه من چه خواهد کرد؟

اشعار فروغ فرخزاد شعر جنون


این مطلب مفید بود ؟
اشتراک گذاری مطلب

ad ad
باز نشر مطالب تنها با ذکر نام و آدرس سایت مجاز می باشد
X بستن تبلیغات
X بستن تبلیغات