خانه » داستان کوتاه » داستان کوتاه پند آموز ظرفیت انسان ها

27 esfand 9

مجتمع فنی تهران نمایندگی ونک

داستان کوتاه پند آموز ظرفیت انسان ها

داستان کوتاه پند آموز ظرفیت انسان ها

داستان کوتاه پند آموز ظرفیت انسان ها

در روزگاران قدیم مردی از دست روزگار سخت می نالید

پیش استادی رفت و برای رفع غم و رنج خود راهی خواست

استاد لیوان آب نمکی را به خورد او داد و از مزه اش پرسید؟

آن مرد آب را به بیرون از دهان ریخت و گفت : خیلی شور و غیر قابل تحمل است

استاد وی را کنار دریا برده و به وی گفت همان مقدار آب بنوشد و بعد از مزه اش پرسید؟

مرد گفت : خوب است و می توان تحمل کرد

استاد گفت شوری آب همان سختی های زندگی است.

شوری این دو آب یکی ولی ظرفشان متفاوت بود.

سختی و رنج دنیا همیشه ثابت است و این ظرفیت ماست که مزه انرا تعین می کند

پس وقتی در رنج هستی بهترین کار بالا بردن ظرفیت و درک خود از مسائل است

داستان کوتاه پند آموز ظرفیت انسان ها


این مطلب مفید بود ؟
امتیاز 3.76 ( 17 رای )
اشتراک گذاری مطلب

باز نشر مطالب تنها با ذکر نام و آدرس سایت مجاز می باشد
X بستن تبلیغات
X بستن تبلیغات