خانه » داستان کوتاه » داستان کوتاه یک زندگی در خطر بود

تبلیغات

تبلیغات

مجتمع فنی تهران نمایندگی ونک

تبلیغات

تبلیغات

داستان کوتاه یک زندگی در خطر بود

تاریخ ارسال مطلب : 26 دی 1393

داستان کوتاه یک زندگی در خطر بود

داستان کوتاه یک زندگی در خطر بود ( آبراهام لینکلن ) , داستان های آبراهام لینکلن

آبراهام لینکلن در وسط جلسه سنا بود که بچه خوکی در جوی آب گرفتار شد

از جلسه بیرون دوید و گفت : فعلا بحث را چند دقیقه نگه دارید، زود برمی گردم

این کاری عجیب بود شاید پارلمان آمریکا هرگز به چنین دلیلی متوقف نشده بود

او دوید تا آن بچه خوک را آزاد کند!

لباس هایش تمامن گلی شده بود

آبراهام لینکلن آن  بچه خوک را از آن جوی نجات داد و سپس به جلسه برگشت

مردم پرسیدند : این چه کاری بود کردی؟

چرا جلسه را نگه داشتی و با چنین عجله ای بیرون دویدی؟

او پاسخ داد : یک زندگی در خطر بود …

داستان کوتاه یک زندگی در خطر بود ( آبراهام لینکلن )


این مطلب مفید بود ؟
امتیاز 3.33 ( 3 رای )
اشتراک گذاری مطلب

ad ad
باز نشر مطالب تنها با ذکر نام و آدرس سایت مجاز می باشد
X بستن تبلیغات
X بستن تبلیغات