تبلیغات

مجتمع فنی تهران نمایندگی ونک

تبلیغات

تبلیغات

بایگانی برچسب ها: اشعار فروغ فرخزاد

اشعار فروغ فرخزاد شعر جنون

اشعار فروغ فرخزاد شعر جنون

اشعار فروغ فرخزاد شعر جنون اشعار فروغ فرخزاد شعر جنون اشعار فروغ فرخزاد شعر جنون,شعر جنون عاشق,اشعار فروغ فرخزاد,اشعار فروغ فرخزاد بهترین,اشعار فروغ فرخزاد عاشقانه,فروغ فرخزاد اشعار,فروغ فرخزاد عشق,فروغ فرخزاد عاشقانه دل گمراه من چه خواهد کرد با بهاری که می رسد از راه؟ ِیا نیازی که رنگ می گیرد در تن شاخه های خشک و سیاه اشعار فروغ فرخزاد شعر جنون دل گمراه من چه خواهد کرد؟ با نسیمی که می تراود از آن ب...

ادامه مطلب

اشعار فروغ فرخ زاد شعر زندگی

اشعار فروغ فرخ زاد شعر زندگی

اشعار فروغ فرخ زاد شعر زندگی اشعار فروغ فرخ زاد شعر زندگی آه ای زندگی منم که هنوز با همه پوچی از تو لبریزم نه به فکرم که رشته پاره کنم نه بر آنم که از تو بگریزم همه ذرات جسم خاکی من از تو، ای شعر گرم، در سوزند آسمان های صاف را مانند که لبالب ز بادهء روزند با هزاران جوانه می خواند بوتهء نسترن سرود ترا اشعار فروغ فرخ زاد شعر زندگی هر نسیمی که می وزد در باغ می رساند به او درود ترا من ترا در تو ...

ادامه مطلب

اشعار فروغ فرخزاد آن روزها Forough Farrokhzad

اشعار فروغ فرخزاد آن روزها Forough Farrokhzad

اشعار فروغ فرخزاد آن روزها Forough Farrokhzad اشعار فروغ فرخزاد آن روزها Forough Farrokhzad آن روزها رفتند آن روزهای خوب آن روزهای سالم سرشار آن آسمان های پر از پولک آن شاخساران پر از گیلاس آن خانه های تکیه داده در حفاظ سبز پیچک ها – به یکدیگر آن  بام های بادبادک های بازیگوش آن کوچه های گیج از عطر اقاقی ها آن روزها رفتند آن روزهایی کز شکاف پلک های من آوازهایم ، چون حبابی از هوا لبریز...

ادامه مطلب

شعر فروغ فرخزاد در میان تاریکی Forough

شعر فروغ فرخزاد در میان تاریکی Forough

شعر فروغ فرخزاد در میان تاریکی Forough شعر فروغ فرخزاد در میان تاریکی Forough میان تاریکی ترا صدا کردم سکوت بود و نسیم که پرده را می برد در آسمان ملول ستاره ای می سوخت ستاره ای می رفت ستاره ای می مرد شعر فروغ فرخزاد در میان تاریکی Forough ترا صدا کردم ترا صدا کردم تمام هستی من چو یک پیالهء شیر میان دستم بود نگاه آبی ماه به شیشه ها می خورد ترانه ای غمناک چو دود بر می خاست شعر فروغ فرخزاد در میان ...

ادامه مطلب

شعر زیبا فروغ فرخزاد دلم برای باغچه می سوزد

شعر زیبا فروغ فرخزاد دلم برای باغچه می سوزد

شعر زیبا فروغ فرخزاد دلم برای باغچه می سوزد کسی به فکر گلها نیست کسی به فکرماهیها نیست کسی نمیخواهد باور کند که باغچه دارد میمیرد که قلب باغچه در زیر آفتاب ورم کرده است که ذهن باغچه دارد آرام آرام از خاطرات سبز تهی می شود و حس باغچه انگار چیزی مجردست که در انزوای باغچه پوسیده ست حیاط خانه ی ما تنهاست حیاط خانه ی ما در انتظار بارش یک ابر ناشناس خمیازه میکشد و حوض خانه ی ما خالیست ستاره ه...

ادامه مطلب