تبلیغات

تبلیغات

مجتمع فنی تهران نمایندگی ونک

تبلیغات

تبلیغات

بایگانی برچسب ها: برگزیده اشعار شهریار

شعر خوابی و خماریی از استاد محمد حسین شهریار

شعر خوابی و خماریی از استاد محمد حسین شهریار

شعر خوابی و خماریی از استاد محمد حسین شهریار دوش در خواب من آن لاله عذار آمده بود شاهد عشق و شبابم به کنار آمده بود در کهن گلشن طوفانزده خاطر من چمن پرسمن تازه بهار آمده بود سوسنستان که هم آهنگ صبا می رقصید غرق بوی گل و غوغای هزار آمده بود آسمان همره سنتور سکوت ابدی با منش خنده خورشید نثار آمده بود تیشه کوهکن افسانه شیرین میخواند هم در آن دامنه خسرو به شکار آمده بود عشق در آینه چشم و دلم...

ادامه مطلب

شعر مسافر همدان از استاد شهریار | دیوان اشعار شهریار

شعر مسافر همدان از استاد شهریار | دیوان اشعار شهریار

شعر مسافر همدان از استاد شهریار | اشعار شهریار مسافری که به رخ اشک حسرتم بدواند دلم تحمل بار فراق او نتواند در آتشم بنشاند چو باکسان بنشیند کنار من ننشیند که آتشم بنشاند چه جوی خون که براند ز دیده دل شدگان را چو ماه نوسفر من سمند ناز براند ادامه مطلب ...

ادامه مطلب

شعر جلوه جلال از استاد شهریار

شعر جلوه جلال از استاد شهریار

اشعار شهریار ، شعر جلوه جلال از استاد شهریار شبست و چشم من و شمع اشکبارانند مگر به ماتم پروانه سوگوارانند چه می کند بدو چشم شب فراق تو ماه که این ستاره شماران ستاره بارانند مرا ز سبز خط و چشم مستش آید یاد در این بهار که بر سبزه میگسارانند به رنگ لعل تو ای گل پیاله های شراب چو لاله بر لب نوشین جویبارانند ادامه مطلب ...

ادامه مطلب

شعر افسانه شب از استاد شهریار

شعر افسانه شب از استاد شهریار

شعر افسانه شب از استاد شهریار ، اشعار استاد شهریار ماندم به چمن شب شد و مهتاب برآمد سیمای شب آغشته به سیماب برآمد آویخت چراغ فلک از طارم نیلی قندیل مه آویزه محراب برآمد دریای فلک دیدم و بس گوهر انجم یاد از توام ای گوهر نایاب برآمد چون غنچه دل تنگ من آغشته به خون شد تا یادم از آن نوگل سیراب برآمد ادامه مطلب ...

ادامه مطلب

شعر یادی از ایرج از استاد شهریار

شعر یادی از ایرج از استاد شهریار

اشعار شهریار یادی از ایرج خوابم آشفت و سرخفته به دامان آمد خواب دیدم که خیال تو به مهمان آمد گوئی از نقد شبابم به شب قدر و برات گنجی از نو به سراغ دل ویران آمد ماه درویش نواز از پس قرنی بازم مردمی کرد و بر این روزن زندان آمد دل همه کوکبه سازی و شب افروزی شد تا به چشمم همه آفاق چراغان آمد ادامه مطلب ...

ادامه مطلب

شعر عیدی عشاق از استاد شهریار

شعر عیدی عشاق از استاد شهریار

شعر عیدی عشاق از استاد شهریار صبا به شوق در ایوان شهریار آمد که خیز و سر به در از دخمه کن بهار آمد ز زلف زرکش خورشید بند سیم سه تار که پرده های شب تیره تار و مار آمد به شهر چند نشینی شکسته دل برخیز که باغ و بیشه شمران شکوفه زار آمد ادامه مطلب ...

ادامه مطلب

شعر بهار زندانی از استاد شهریار

شعر بهار زندانی از استاد شهریار

شعر بهار زندانی از استاد شهریار بی تو ای دل نکند لاله به بار آمده باشد ما در این گوشه زندان و بهار آمده باشد چه گلی گر نخروشد به شبش بلبل شیدا چه بهاری که گلش همدم خار آمده باشد نکند بی خبر از ما به در خانه پیشین به سراغ غزل و زمرمه یار آمده باشد ادامه مطلب ...

ادامه مطلب

شعر رویای جوانی از استاد شهریار

شعر رویای جوانی از استاد شهریار

شعر رویای جوانی از استاد شهریار کاش پیوسته گل و سبزه و صحرا باشد گلرخان را سر گلگشت و تماشا باشد زلف دوشیزه گل باشد و غماز نسیم بلبل شیفته شوریده و شیدا باشد سر به صحرا نهد آشفته تر از باد بهار هر که با آن سر زلفش سر سودا باشد ادامه مطلب ...

ادامه مطلب

شعر من نخواهد شد از استاد شهریار

شعر من نخواهد شد از استاد شهریار

شعر من نخواهد شد از استاد شهریار رقیبت گر هنر هم دزدد از من من نخواهد شد به گلخن گر چه گل هم بشکفد گلشن نخواهد شد مگر با داس سیمین کشت زرین بدروی ورنه به مشتی خوشه درهم کوفتن خرمن نخواهد شد ادامه مطلب

ادامه مطلب

شعر ستاره صبح از استاد شهریار

شعر ستاره صبح از استاد شهریار

شعر ستاره صبح از استاد شهریار چو آفتاب به شمشیر شعله برخیزد سپاه شب به هزیمت چو دود بگریزد عروس خاوری از پرده برنیامده چرخ همه جواهر انجم به پای او ریزد ادامه مطلب

ادامه مطلب

شعر طغرای امان از استاد شهریار

شعر طغرای امان از استاد شهریار

شعر طغرای امان از استاد شهریار آمد آن شاهد دل برده و جان بازآورد جانم از نو به تن آن جان جهان بازآورد اشک غم پاک کن ای دیده که در جوی شباب آب رفته است که آن سرو روان بازآورد ادامه مطلب

ادامه مطلب