تبلیغات

تبلیغات

مجتمع فنی تهران نمایندگی ونک

تبلیغات

تبلیغات

بایگانی برچسب ها: داستان های عاشقانه شیوانا

داستان های استاد شیوانا : عشق یعنی انجام ندادن !

داستان های استاد شیوانا : عشق یعنی انجام ندادن !

داستان های استاد شیوانا : عشق یعنی انجام ندادن ! شیوانا با دوتن از شاگردانش همراه کاروانی به شهری دور می رفتند. با توجه به مسافت طولانی راه و دوری مقصد ، طبیعی بود که بسیاری از مردان کاروان بدون همسرانشان و تنها سفر می کردند و وقتی به استراحتگاهی می رسیدند بعضی از مردان پی خوشگذرانی می رفتند. ادامه مطلب ...

ادامه مطلب

نشانه عشق از سری داستان های شیوانا

نشانه عشق از سری داستان های شیوانا

نشانه عشق از سری داستان های شیوانا پسری جوان که یکی از مریدان شیفته شیوانا بود، چندین سال نزد استاد درس معرفت و عشق می آموخت. شیوانا نام او را “ابر نیمه تمام” گذاشته بود و به احترام استاد بقیه شاگردان نیز او را به همین اسم صدا می زدند. ادامه مطلب ...

ادامه مطلب

داستان های شیوانا پرش بلند

داستان های شیوانا پرش بلند

داستان های شیوانا پرش بلند مردي در دهکده ی شیوانا زندگی میکرد که علاقه ی شدیدی به پریدن داشت او هر روز از ارتفاع پنج متري روي زمين مي پريد و هيچ اتفاقي براي او نمي افتاد او هرگاه مي خواست از ارتفاع به سمت پايين بپرد نگاهش را به سوي آسمان مي كرد و از كائنات مي خواست تا او را سالم به زمين برساند و از هر نوع آسيب و صدمه حفظ كند اتفاقا هم هميشه چنين مي شد و هيچ بلايي بر سر او نمي آمد روزي اين مرد...

ادامه مطلب

داستان های شیوانا پل

داستان های شیوانا پل

داستان های شیوانا پل پسري جوان از شهري دور به دهكده شيوانا آمد و به محض ورود به دهكده بلافاصله سراغ مدرسه شيوانا را گرفت و نزد او رفت و مقابلش روي زمين مودبانه نشست و گفت : از راهي دور به دنبال يافتن جوابي چندين ماه است كه راه مي روم و همه گفته اند كه جواب من نزد شماست ! تو كه در اين ديار استاد بزرگي هستي برايم بگو چگونه مي توانم تغييري بزرگ در سرنوشتم ايجاد كنم كه فقر و نداري و سرنوشت ت...

ادامه مطلب

داستان های شیوانا معنای عشق واقعی

داستان های شیوانا معنای عشق واقعی

داستان های شیوانا معنای عشق واقعی روزي يكي از خانه هاي دهكده شیوانا آتش گرفته بود زن جواني همراه شوهر و دو فرزندش در آتش گرفتار شده بودند شيوانا و بقيه اهالي براي كمك و خاموش كردن آتش به سوي خانه شتافتند وقتي به كلبه در حال سوختن رسيدند و جمعيت براي خاموش كردن آتش به جستجوي آب و خاك برخاستند شيوانا متوجه جواني شد كه بي تفاوت مقابل كلبه نشسته است و با لبخند به شعله هاي آتش نگاه مي كند شيوانا...

ادامه مطلب

اشک از مجموعه داستان های شیوانا

اشک از مجموعه داستان های شیوانا

اشک از مجموعه داستان های شیوانا زن جوانی همراه همسرش کنار دیوار ایستاده بود و به شدت اشک می ریخت شیوانا از مقابل آنها عبور کرد وقتی گریه زن را دید ایستاد و علت را از او پرسید. زن گفت : همسرم جوان است و گاه گاه با کلامی زشت مرا می رنجاند او مرد لایق و خوبی است و تنها عیب که دارد بد دهنی و زشت کلامی اوست که گاهی مرا به گریه وا می دارد شیوانا با تاسف سری تکان داد و خطاب به مرد گفت : هیچ انسانی...

ادامه مطلب

داستان های شیوانا مقصر خودتی

داستان های شیوانا مقصر خودتی

داستان های شیوانا مقصر خودتی مردي جوان نزد شيوانا آمد و به او گفت كه از همسرش به خاطر شيطنت هايش راضي نيست! و مي خواهد از او جدا شود و همسر ديگري اختيار كند! چرا كه او افسر گارد امپراتور است و بايد همسر و فرزندانش وقار خاصي داشته باشند اما همسر جوانش بي پروا و جسور است و در مقابل خانواده هاي افسران ديگر ، سبك رفتار مي كند. شيوانا تبسمي كرد و گفت :  آيا او قبلا هم چنين بوده است!؟ مرد جوان پاسخ ...

ادامه مطلب

داستان های شیوانا عشق بی وفا

داستان های شیوانا عشق بی وفا

داستان های شیوانا عشق بی وفا روزی شیوانا پیر معرفت یکی از شاگردانش را دید که زانوی غم بغل گرفته و گوشه ای غمگین نشسته است شیوانا نزد او رفت و جویای حالش شد شاگرد لب به سخن گشود و از بی وفائی یار صحبت کرد و اینکه دختر مورد علاقه اش به او جواب منفی داده و پیشنهاد ازدواج با دیگری را پذیرفته است شاگرد گفت که سال های متمادی عشق دختر را در قلب خود حفظ کرده بود و با رفتن دختر به خانه مرد دیگر او ا...

ادامه مطلب

داستان های شیوانا اسب پیر

داستان های شیوانا اسب پیر

داستان های شیوانا اسب پیر مرد ثروتمندی در دهکده ای دور از محل زندگی استاد شیوانا زمین های زیادی داشت و تعداد زیادی کارگر را همراه با خانواده شان روی این زمین ها به کار گرفته بود برای اینکه بتواند این کارگران را وادار به کار بیش از اندازه  کند یک سرکارگر خشن و بیرحم را به عنوان نماینده خود انتخاب کرده بود و سرکارگر با خشونت و بی رحمی کارگران و خانواده های آنها را وادار می کرد روی زمین ها...

ادامه مطلب