خانه » داستان ضرب المثل ها » داستان ضرب المثل زد که زد خوب کرد که زد

تبلیغات

تبلیغات

مجتمع فنی تهران نمایندگی ونک

تبلیغات

تبلیغات

داستان ضرب المثل زد که زد خوب کرد که زد

تاریخ ارسال مطلب : 7 اسفند 1394

داستان ضرب المثل زد که زد خوب کرد که زد | داستان ضرب المثل

داستان ضرب المثل زد که زد خوب کرد که زد | داستان ضرب المثل

هر وقت روستایی ساده دلی بنشیند و «خیال پلو» بپزد و آرزوهای دور و دراز ببافد حاضران این مثل را می زنند.

می گویند یك روز زنی كه شغلش ماست فروشی بود،

ظرف ماستش را رو سرش گذاشته بود و برای فروختن به شهر می برد.

داستان ضرب المثل زد که زد خوب کرد که زد | داستان ضرب المثل

در راه با خودش فكر كرد كه «ماست را می فروشم و از قیمت آن چند تا تخم مرغ میخرم.

تخم مرغ ها را زیر مرغ همسایه میذارم تا جوجه بشه. جوجه ها كه مرغ شدند می فروشم

و از قیمت آن گوسفند می خرم. كم كم گوسفندهام زیاد میشه،

یك روز میان چوپون من و چوپون كدخدا زد و خورد میشه

كدخدا مرا میخواد و از من میپرسه : چرا چوپون تو چوپون مرا زده؟

منم میگم : زد كه زد خوب كرد كه زد !

زن كه در عالم خیال بود همینطور كه گفت :

«زد كه زد خوب كرد كه زد» سرش را تكان داد و ظرف ماستی از رو سرش به زمین افتاد

و ماست ها پخش زمین شد.

داستان ضرب المثل زد که زد خوب کرد که زد


این مطلب مفید بود ؟
امتیاز 3.46 ( 24 رای )
اشتراک گذاری مطلب

ad ad
باز نشر مطالب تنها با ذکر نام و آدرس سایت مجاز می باشد
X بستن تبلیغات
X بستن تبلیغات